عبد الرزاق اللاهيجي

171

گوهر مراد ( فارسى )

نيز از جهت بدن و به سبب استعداد بدن باشد ؛ پس هيچ فرد از افراد نفس ناطقه پيش از وجود بدن موجود نتواند شد . و اين است معنى حادث شدن نفس با حدوث بدن ؛ و چون ثابت شد حدوث نفس به حدوث بدن ؛ پس رواياتى كه مشعر باشد بر تقدم مأوّل باشد . مثل : « الأرواح جنود مجنّدة فما تعارف منها ايتلف و ما تناكر منها اختلف » « 1 » . و مثل : « خلق اللّه الأرواح قبل الأبدان بألفي عام » « 2 » . و دور نيست كه مراد از حديث اول ، تمثيل تنافر و تناسب ارواح كه مبنى بر قرب و بعد امزجهء ابدان ، و مراد از حديث دوّم ، تقدّم ارواحى باشد كه مآل حال نفوس ناطقه بعد از استكمال اتصال به آن ارواح است ؛ و آن عقول مجرده و نفوس فلكيّه است . و از اين قبيل است حديث : « أوّل ما خلق اللّه عقلي أو روحي » . « 3 » چه اشاره است به عقل اوّل كه مرتبه‌اش با مرتبه نفس مقدسى نبوى به حسب مال يكى است . و همچنين است احاديثى كه در باب تقدم ارواح انبياء و اوصياى انبياء - صلوات اللّه عليهم اجمعين - ، وارد شده .

--> ( 1 ) علل الشرائع 1 / 84 - باب 79 حديث 2 - و بحار الأنوار 58 / 139 . ( 2 ) بصائر الدرجات 2 / 87 . و بحار الأنوار 58 / 132 . ( 3 ) بحار الأنوار 54 / 39 ، و تحقيق علّامه مجلسى - قدّس سرّه - درباره اولين مخلوق ص 306 .